جنگ باقی است که اگر هم نبود، برخی حرفها زدنش میتواند در دشمن طمع جنگ ایجاد کند. حال که جنگ برقرار است و دشمن پس از ناکامی در جنگ نظامی، تشدید جنگ اقتصادی را در پیش گرفته است، شنیدن برخی حرفها از تریبونهایی که باید عزم ملی را در مقاومت و ایستادگی روبهروی دشمن نشان دهد، تأسفبار است.
صحبت از معاون اجرایی رئیسجمهور و یکی از مشاوران رئیس مجلس است. محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور در جمعی عمومی گفته است: «من اگر بودم و میدانستم آمریکا میخواهد رهبرمان را شهید کند، دست از غنیسازی برمیداشتم!»شاید نیاز نباشد این سخنان را با استدلالهای مشخص نقد کنیم، چرا که سادهسازی و سطحینگری بهگونهای در این جملات وجود دارد که نیاز به اثبات ندارد.
پرسش این است چرا این افراد فکر میکنند با دست برداشتن از غنیسازی، دشمن از حمله منصرف میشد؟ پرسش بعد اینکه در صورت چشمپوشی از غنیسازی، با مطالبه صریح آمریکاییها برای چشمپوشی از متحدان منطقهای و مطالبه چشمپوشی از توان موشکی چه باید میکردیم؟ پرسش مهمتر اینکه اگر همین توان موشکی و متحدان منطقهای نبودند ترامپ چرا تهدید خود برای نابودی تمدن ایران و از بین بردن زیرساختها را عملی نکرد؟ اساساً چرا جنگ در حیطه زیرساختها متوقف شد؟ دشمن از بعد اخلاقی دچار شرم شد و حمله نکرد یا عزم و توان پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی ایران بهگونهای بود که آنها در جنگ زیرساختی وارد گامهای بعدی نشدند؟
از همه اینها مهمتر، مبنای استدلالی «بدیم بره» به عنوان دیدگاهی که معتقد به کنار گذاشتن داشتههایی است که بهانه درگیری آمریکا با ایران است و گفتمان طیفی از روشنفکران و بخشی از سیاستورزان کشور بوده چه منطق استدلالی دارد؟ چرا آمریکا و اسرائیل باید از موفقیت در تهدید پا پس بکشند و اگر با تهدید، غنیسازی را از ما گرفتند، تهدید را به سمت توان موشکی و منطقهای نبرند؟ برگردیم و تاریخ سه ساله نزاعی که شروعش با موضوع هستهای بود را ببینیم.
از توافق سال ۸۲ موسوم به سعدآباد تا توافق با آژانس در سال ۸۶ و از برجام در سال ۹۶ تا آخرین دور مذاکرات پیش از جنگ رمضان که به تعبیر البوسعیدی وزیر خارجه عمان، ایران حاضر به دادن امتیازات بیسابقه در موضوع هستهای بوده است، آیا ایران جز عمل به تعهدات خود در محدودسازی و شفافسازی موضوع هستهای کاری کرده است؟ حداقل در موضوع برجام، بهصراحت گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی همگی بر عمل ایران به تعهدات حکایت دارد. پس چرا با وجود کوتاه آمدن، نرمش داشتن، مذاکره کردن و امتیاز دادن، باز هم درگیر جنگ شدیم؟
واضح است که در طراحی جزئیات جنگ، توجه به تابآوری جامعه، استفاده از ابزارهای دیپلماسی و امکان نقد کردن قدرت نظامی در میز مذاکره ضروری است، اما در سیاستگذاری کلان مواجهه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، شناخت از ماهیت دشمنیها با جمهوری اسلامی ایران و نحوه مواجهه با آن باید مبتنی بر واقعیتی به نام فهم دقیق از توان دشمن و توان خود باشد. در این مسیر با دو انگاره غلط مواجه هستیم. نخست، توهم ضعیف پنداشتن دشمن و جایگزینی شعار به جای عمل که در ادبیاتی نظیر رسیدن به در خیمه معاویه و فروپاشی بسیار زودهنگام دشمن و نفت ۲۰۰ دلاری و درآمد ۱۰۰میلیارد دلاری تنگه هرمز دیده میشود. دوم، رویکردی که صرفاً کوتاه آمدن و امتیاز دادن را توصیه میکند، به امید کوتاه آمدن دشمن و توقف امتیازگیری آنها.
تصور میشد جنگ اخیر این ذهنیتها را تغییر دهد، اما ظاهراً هنوز با این تصورات غیرواقعبینانه مواجهیم. انتظار میرفت جنگ اخیر، ذهنیت فرسوده و خوشخیالی عدهای درباره آمریکا را تغییر دهد. جنگ دلایل ژئوپلیتیک و انگیزههای بسیار بالاتری نسبت به موضوع هستهای دارد، اما فارغ از این دلایل که در ذهنیت سادهسازانه و سطحی برخی افراد نادیده گرفته میشود، مواجهه در جنگ با این ادبیات شدنی نیست. اینکه چرا سراغ فناوری هستهای رفتیم و چرا آن را ادامه دادیم و آیا میشد بر سر آن معاملهای مؤثر انجام دهیم ممکن است جای بحث علمی و منطقی داشته باشد، اما وسط جنگ جای دادن پالسهای کوتاه آمدن نیست؛ جای نادیده گرفتن توان نظامی که دشمن را از فضای جنگ نظامی دور کرده نیست. اینکه تصور شود صرفاً با دادن امتیاز میشود جلو جنگ را گرفت، تصوری غلط است و اتفاقاً اثبات شد که با بهکارگیری ابزارهای قدرت میتوان چنان هزینهای به آمریکا و جهان وارد کرد که در محاسباتشان جنگ با ایران، مترادف با نفت گران، نرخ بهره بالا، افزایش تورم و ناامنی در شاهراه انرژی جهان باشد.
بله، ما در جنگ قرار داریم و امروز روزی نیست که فلان معاون رئیسجمهور درباره کوتاه آمدن رؤیابافی کند و امیرابراهیم رسولی، یکی از مشاوران رئیس مجلس برخلاف موضع همواره قاطع آقای قالیباف، حرفهای سخیف بزند و انتقام خون رهبر شهید انقلاب را در ترازوی گرانی پوشک قرار دهد. ما درگیر جنگی وجودی شدهایم که مذاکره و دیپلماسی در آن هم به پشتوانه قدرت نظامی و منطقهای صورت میگیرد، نه ابراز ضعف، آن هم از نوع پوشکی! در این جنگ باید مراقب باشیم گراهای غلط، جامعه را متزلزل نکند و گرای کوتاه آمدن و کم آوردن در بخشی از حاکمیت را به دشمن ندهد.





نظر شما